جان اف کندی، رئیسجمهوری پیشین ایالات متحده، ۱۱ ژانویه ۱۹۶۲ در پیام سالانه خود به کنگره درباره وضعیت کشور، گفت: «زمان مناسب برای تعمیر بام وقتی است که خورشید میتابد.» این جمله مشهور، جوهره نگاه پیشدستانه کشورها را خلاصه میکند. در منازعات بزرگی که همواره خاورمیانه را درگیر خود کردهاند، اهمیت تصمیمهایی که سالها پیش گرفته شدهاند، بیش از هر زمان دیگری آشکار میشوند؛ تصمیمهایی که عربستان سعودی زمانی اتخاذ کرد که بسیاری هنوز خطری را که ریاض از پیش تشخیص داده بود، نمیدیدند.
آنچه امروز در تنگه هرمز اتفاق میافتد، بار دیگر اهمیت تصمیمی را که عربستان سعودی بیش از یک دهه پیش گرفت، آشکار میکند؛ زمانی که ریاض به این نتیجه رسید سرنوشت انرژی جهان میتواند به گذرگاههای باریک دریایی گره بخورد و کنترل یکی از آنها، اهرمی قدرتمند در اختیار ایران و نیروهای نیابتیاش برای اعمال فشار بر اقتصاد منطقه و جهان قرار دهد.
با ادامه تلاشهای تهران برای مختل کردن تردد کشتیها از تنگه هرمز و ناگزیر شدن نفتکشها به استفاده از مسیرهای جایگزین پرخطرتر و پرهزینهتر، توجهها بار دیگر به تنگه بابالمندب معطوف شد؛ گذرگاه حیاتی دیگری که ممکن است به یک گلوگاه خطرناک در مسیر کشتیرانی تبدیل شود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
دقیقا در همینجا، اهمیت راهبردی تصمیم سرنوشتساز عربستان سعودی در سال ۲۰۱۵ آشکار میشود؛ زمانی که ریاض خیلی زود دریافت که واگذاری بابالمندب به شبهنظامیان حوثی در عمل به معنای آن است که ایران میتواند اقتصاد جهانی را از دو سو تحت فشار قرار دهد. مداخله عربستان سعودی اقدامی پیشگیرانه برای شکستن یک محاصره دریایی دوگانه بود؛ اقدامی که بدون آن، جهان امروز در برابر بسته شدن مسیرهای انتقال انرژی از شرق و غرب، عملا هیچ راه گریزی نداشت.
به نظر من، درک این تصویر بدون بازگشت به تحولات مارس ۲۰۱۵ دشوار است. در آن زمان، شبهنظامیان حوثی تحت حمایت تهران کنترل صنعا را به دست گرفتند و پیشروی خود به سمت جنوب را ادامه میدادند. در حالی که سواحل یمن در امتداد دریای سرخ نیز بهتدریج به بخشی از حوزه نفوذ ایران در منطقه تبدیل میشد.
عربستان سعودی و متحدانش «عملیات طوفان قاطع» را با اهداف نظامی و سیاسی مشخصی آغاز کردند: جلوگیری از سقوط کامل یمن به دست حوثیها، حمایت از دولت قانونی یمن و جلوگیری از تبدیل شدن سواحل غربی یمن مشرف بر تنگه بابالمندب به پایگاهی برای ایران.
این تنگه که در باریکترین نقطه حدود ۱۸ مایل (۲۹ کیلومتر) عرض دارد، دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند و دروازه جنوبی مسیرهای کشتیرانی به سوی کانال سوئز و اروپا به شمار میرود. در شرایط عادی، این منطقه شریان حیاتی تجارت جهانی و جریان انتقال انرژی به شمار میرود، اما واقعیتی وجود دارد که بسیاری امروز آن را نادیده میگیرند: تصور کنید اگر حوثیها سال ۲۰۱۵ کنترل سراسر یمن را در دست میگرفتند و در امتداد سواحل غربی آن موضع مستحکمی ایجاد میکردند، ابعاد فاجعه تا چه اندازه میتوانست گسترده باشد.
اگر عربستان سعودی آن زمان به توصیههای غرب درباره خطرهای مداخله نظامی گوش میداد و از ترس پیامدهای جنگ از اقدام در یمن خودداری میکرد، امروز احتمالا شاهد فلج کامل کشتیرانی در منطقه بودیم و غرب نیز با اهرم فشاری روبهرو میشد که میتوانست آن را در معرض باجخواهی بیسابقه قرار دهد.
در آن صورت، جمهوری اسلامی ایران میتوانست همزمان بر دو گذرگاه راهبردی هرمز و بابالمندب، دو شریان حیاتی انرژی جهان، نفوذ پیدا کند و از طریق نیروهای نیابتی خود، مسیرهای تجارت میان آسیا و اروپا را تحت کنترل بگیرد. اختلال در این دو گذرگاه، جهان را با بحرانی کمسابقه روبهرو میکرد؛ نفتکشها ناچار به دور زدن آفریقا میشدند و هزینههای حملونقل و بیمه به شکلی سرسامآور افزایش مییافت. موج این بحران نیز بهسرعت به بازارهای جهانی سرایت میکرد و قیمت انرژی و کالاها را در سراسر جهان بالا میبرد.
از این رو، به باور من، نمیتوان «عملیات طوفان قاطع» را فقط بر اساس نتایج جنگ ارزیابی کرد. این مداخله یک بُعد راهبردی دیگر هم داشت که اهمیت آن در سالهای بعد بیشتر آشکار شد؛ بُعدی که شاید هنگام تصمیمگیری برای ورود به جنگ، آنطور که میبایست موردتوجه قرار نگرفت.
تردیدی نیست که جنگ یمن پیچیده است و حوثیها همچنان توانایی تهدید کشتیهای تجاری و ایجاد اختلال در تردد دریایی در دریای سرخ را دارند؛ واقعیتهایی که نمیتوان هنگام ارزیابی نتایج مداخله نظامی نادیده گرفت. با این حال، مداخله عربستان سعودی مانع از آن شد که حوثیها کنترل کامل سواحل یمن را در دست بگیرند و حفظ حضور نیروهای یمنی مخالف در بخشهای گستردهای از کشور مانع از آن شد که بابالمندب به اهرمی کاملا در اختیار ایران تبدیل شود.
تاریخ گاهی برخی تصمیمهای گذشته را در شرایطی تازه دوباره پیش روی ما میگذارد. تصمیمهایی که در زمان خود صرفا نظامی یا سیاسی به نظر میرسند، ممکن است سالها بعد اهمیت واقعی خود را نشان دهند. یعنی زمانی که شرایط تغییر کرده و خطری که یک کشور درباره آن هشدار داده بود، به واقعیتی ملموس برای جهان تبدیل شده است.
ممکن است درباره جزئیات جنگ یمن، نتایج و هزینههای آن اختلافنظر وجود داشته باشد و این بخشی طبیعی از هر بحث جدی است، اما یک واقعیت راهبردی را نمیتوان نادیده گرفت: خارج ماندن سواحل یمن از کنترل کامل حوثیها مانع از آن شد که ایران یک اهرم فشار دیگر بر یکی از مهمترین گذرگاههای تجاری و انرژی جهان در اختیار داشته باشد.
تاریخ بارها نشان داده است که هزینه صبر و تعلل گاهی میتواند بسیار سنگینتر از هزینه یک تصمیم بهموقع باشد. سیاست مماشات اروپا در برابر هیتلر پیش از جنگ جهانی دوم نشان داد که اجازه دادن به گسترش یک تهدید، به امید اجتناب از رویارویی، ممکن است هزینه مقابله با آن را در آینده، بسیار سنگینتر کند.
امروز در حالی که تنگه هرمز با فشاری بیسابقه روبهرو است، اهمیت تصمیم عربستان سعودی در یمن بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. تجربه یمن نشان میدهد که مقابله با تهدیدهای راهبردی در مرحله شکلگیری میتواند بسیار کمهزینهتر از زمانی باشد که همان تهدید به واقعیتی تثبیتشده تبدیل شود.
برگرفته از الشرقالاوسط

